در اندیشه ی باران



...و خدایی که در این نزدیکیست ...ودر اندیشه من!و من در اندیشه باران












امشب از همیشه آروم ترم... صدای پات نمیاد اما جیرجیزکا می گن که میای...آسمونم پر از ستارس با اینکه نیستی اما همه چی آرومه

غصه نمی خورم که نیستی چون یادت همیشه باهامه...اگه تو بی مرام باشی یادت هیچ وقت نیس...

امروز..امشب خوشحالم... از خدا می خوام که همه همین جوری باشن حتی تو عزیزمماچماچ

نوشته شده در ٢٧ خرداد ۱۳۸٩ساعت ۳:٠٦ ‎ب.ظ توسط sasaWli نظرات () |
طراح قالب وبلاگ Pichak.net