در اندیشه ی باران



...و خدایی که در این نزدیکیست ...ودر اندیشه من!و من در اندیشه باران












امروز مدرسه خیلی خوب بود...کلی با بچه ها خنیدیدم.. ذرت خوردیم..زنگ اخرم که شیمی داشتیمسبز قدیما از شیمی خیلی خوشم می یومد ولی الان زیاد نه... از بس درسا زیاده که روانی شدمکلافههمش امتحان و درس دریغ از یه ذره استراحت..اصلا اینا نمی فهمن استراحت یعنی چی؟؟؟؟؟ استرس اذیتم می کنه..امروزم امتحان ادبیاتم و گند دادمگریهمی خوام خودمو خفه کنمافسوس

تازه تابستون مونده..کنکور....کاش این درسا اینجوری نبودخیال باطل..کاش هرکی میتونس چیزی که دوس داره بخونه نه یه مش چرت وپرتزبان

دوس دارم بی خیال باشم ولی.قهر

 http://upload.iranblog.com/7/1272285200.jpg

نوشته شده در ٦ اردیبهشت ۱۳۸٩ساعت ۱:٤٢ ‎ب.ظ توسط sasaWli نظرات () |
طراح قالب وبلاگ Pichak.net