خواهم رفت...

امروز نوشته هایم را به باد میسپارم..نوشته هایی که آغازو پایانش تویی...امروز با اشک رهسپارت میکنم آنجه که گل در سکوت می شکفد و تو آغاز ترانه ی کسی دیگر خواهی شد...

من ترکت نمی کنم تنها با یاد تو و خا کستر خاطرات تنهایی تواز  اینجا دل میکنم... اینجایی که نامت رهایم نمی کند...

روزی که میروم امروز است و تو را به دست پروردگارم که خودش خواست که دستانم تو را برای همیشه رها کنم بسپارم.

به امید روزی که کاملا هم را فراموش کنیم....

به دست ژر نشون معبودم با اشک رهسپارت میکنم

/ 3 نظر / 10 بازدید
رها

اینگونه از سکوت حرف نزن

آرزو

این آخرین بارت نیس

آرش غروی

صدای آب می آید ،مگر در تنهایی چه میشویند؟