امروز شادیم...فردا مهم نیس...

امروز افتاب به قلبم نتابید... دیشب اسمون مهتابشو ازم قایم کرد شاید فردا هم ستاره ها تو اسمونم نیان و من وقتی چشامو باز کنم که بارون تموم شده باشه...

خدایا پشت حریر سیاهی چشامو واسه تو خیس می کنم و با سکوتم داد میزنم تو رو...

می خوام تا همیشه تنها باشم تا با تو بیشتر از زندگی بدونم...

خدایا ترانه هام با صدای نفسام امیخته شده و روی کاغذای نازک احساسم داره روونه میشه تا بهت بگه که دستمو بگیر ای مهربون....

{متن از خودم!}

/ 0 نظر / 6 بازدید